طاهر اقبال
من مجاهد خلق طاهر اقبال هستم و قصد دارم در این یادداشت، چند خاطرهی بهعمد فراموششده را مرور کنم. البته از نگاه وزارتیها این من نیستم که مشغول نوشتن این یادداشت هستم. از نگاه آنها مرا به زور وادار به نوشتن این مقاله کردهاند. کما اینکه بهخیال آنها برادرم احسان هم چندی پیش، مقاله «عمهجان وزارتی» را به زور نوشته بود یا فرد دیگری به اسم او، آنرا نوشته بود. اصلاً شاید نویسنده این مقاله یکی از همان رباتهایی باشد که وزیر خارجه آخوندها در توییتش از آنها به «جک» شکایت کرد و خواستار بستهشدن آنها شد.
من مجاهد خلق طاهر اقبال هستم و قصد دارم در این یادداشت، چند خاطرهی بهعمد فراموششده را مرور کنم. البته از نگاه وزارتیها این من نیستم که مشغول نوشتن این یادداشت هستم. از نگاه آنها مرا به زور وادار به نوشتن این مقاله کردهاند. کما اینکه بهخیال آنها برادرم احسان هم چندی پیش، مقاله «عمهجان وزارتی» را به زور نوشته بود یا فرد دیگری به اسم او، آنرا نوشته بود. اصلاً شاید نویسنده این مقاله یکی از همان رباتهایی باشد که وزیر خارجه آخوندها در توییتش از آنها به «جک» شکایت کرد و خواستار بستهشدن آنها شد.
























